صفحه اصلي > دانشجویان دانشگاه هرمزگان > تابلو اعلانات 
 


 

مطالعات آمریکاشناسی-حوزه سیاسی وانتخابات

بررسی ساختار سیاسی و انتخاباتی آمریکا
مطالعات آمریکاشناسی-حوزه سیاسی وانتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم

برویم به سمت مباحث سیاسی؛ ساختار سیاسی در آمریکا یک سیستم فدرالی است به این معنی که سه ردة حکومتی شما دارید همان ردة فدرال و دولت فدرال است، دولت ایالتی شما دارید که عرض کردیم الآن 50تا ایالت است که برای خودش فرماندار دارد که همان کار رئیس جمهور را در کل کشور برای ایالت خودش انجام می‌دهد کارناول یا همان سرمایه‌دار در ایران ترجمه می‌کنند. این شبیه استاندار است تا فرماندار. و بعد هر ایالتی برای خودش یک سیستم قوه مقننه دارد یعنی همانطور که شما در واشنگتن مجلس نمایندگان دارید، سنا دارید که مجموع این دوتا را کنگره می‌گویند، در ایالت‌ها هم شما مجلس نمایندگان و سنا دارید که قوانین ایالتی را تنظیم می‌کنند به این دلیل است که شما این وضعیت را دارید که قماربازی در ایالت تگزاس ممنوع است ولی در ایالت لوئیزیانا که در کنار تگزاس است این مشروع است که شما از این مرز تگزاس که وارد لوئیزیانا می‌شوید  ابتدا قمارخانه می‌بینید، آمدند لبِ مرز قمارخانه زده‌اند که افرادی که اهل قمار هستند خیلی وارد ایالت نشوند، کاری ایالت ندارند می‌خواهند بروند قمار کنند. یک رده سوم حکومتی هم هست که که دولت‌های محلی هستند Local Government  که بعد در بعضی ازحوزه‌ها که در داخل کشور ما دولت خیلی دارد هزینه می‌کند و بعضی‌ها هم ناراضی هستند مثل آموزش و پرورش در دولت آمریکا ما وزارت آموزش و پرورش که یک سازمان Department of Education هست ولی در واقع Department of Education کاری ندارد تا اینکه بخواهد هزینه معلمان را بپردازد. حقوق معلمان را وزارت آموزش و پرورش در آمریکا نمی‌دهد، چه کسی می‌دهد؟ آن دولت محلی. چه اتفاقی می‌افتد؟ هر دولت محلی‌ای برای خودش یک وزارت آموزش و پرورش کوچک دارد، اداره آموزش و پرورش دارد و در آن اداره آموزش و پرورش معلمان استخدام می‌شوند و هزینه آموزش و پرورش را چه کسی می‌دهد؟ مردم! یک مالیاتی را دولت‌های محلی دارند روی خانه مردم، یعنی هرکسی خانه دارد یک درصدی مالیات می‌دهد که بعد مدارس آن محله و منطقه و شهر با مالیات روی خانه مردم هزینه‌اش تأمین می‌شود که این هم خوب است و هم بد است. خوبی‌اش این است که دولت فدرال کاری ندارد که این هزینه‌ای که دولت ایران می‌دهد وزارت آموزش و پرورش می‌دهد این را دیگر دولت آمریکا ندارد و محلی تأمین می‌شود این از این جهت برای دولت خوب است. از جهتی هم بد است چون اتفاقی که می‌افتد این است که در محله‌های فقیرتر مدارس خیلی وضع خرابتری از محلات ثروتمند است. چرا؟ چون مناطق ثروتمند خانه‌های خوب و گران‌تری دارند درصد مالیاتی که گرفته می‌شود روی خانه گران‌قیمت پول بیشتری می‌آید و ثروتمندتر است آن اداره آموزش و پرورش محلی در مناطق ثروتمندتر. در مناطق فقیرتر این اتفاق نمی‌افتد کیفیت مدارس خیلی پایین‌تر است. یک مینیمومی را که حداقلی را همه مدارس ما دارند، قوانین یکی است، سیستم یکی است، کتاب‌ها یکی است اینها همه هست، آن حداقلی هست. این لزوماً در آمریکا نیست. حالا قرار شد ما از تجربیات زندگی‌مان هم بگوییم. من وقتی رفتم آمریکا 15 ساله بودم، کلاس سوم دبیرستان – چهارم دبیرستان ما آمریکا بودیم. محله‌ای که ما آنجا زندگی می‌کردیم اتفاقاً در محله‌های خیلی ثروتمند نبود و مدرسه و دبیرستانی که می‌رفتیم دبیرستان دولتی بود. اتفاقی که می‌افتد این است که در این مناطق که ثروتمند نیستند اینها اکثراً اقلیت‌ها زندگی می‌کنند مدرسه‌ای که ما می‌رفتیم اکثراً یا سیاه‌پوست بودند یا هیسپنیک قشرهای ضعیف‌تر جامعه بودند. و بعد عرض می‌کنم استانداردهای طبیعی مدارس را شما ندارید روز اول دبیرستان چه اتفاقی افتاد؟ ما وارد کلاس شدیم من دیدم آن تَه کلاس دود بلند شد! ما هم که اهل ماریجوآنا نبودیم، دیدیم بله دانش‌آموزان – که دبیرستانی هم هستند- آنجا مشغول سیگارهای دستی درست کردند، توی کاغذ ماریجوآنا ریختند دارند دود می‌کنند! خب گفتیم حالا کلاس شروع نشده وقتی معلم بیاید اینها خاموش می‌کنند، بعد دیدیم معلم هم آمد آنها خاموش نکردند و همانطور داشتند ته کلاس برای خودشان استفاده می‌کردند!! پس این سه‌تا نوع سیستم حکومتی را در سه رده دارید.

دولت فدرال یک قوه مجریه دارد که در رأس آن رئیس جمهور هست که رئیس جمهور معاون دارد و هر دو انتخاب می‌شوند با رأی غیر مستقیم مردم. حدود 15 – 16تا وزارتخانه ما در آمریکا داریم که کارهای مربوط به خودشان را انجام می‌دهند. برخلاف سیستم ایران که وزیر فقط رأی اعتماد می‌گیرد در آمریکا معاونین وزیر هم باید رأی اعتماد بروند از کنگره بگیرند و در نهایت شما این حالت را دارید که مثلاً در وزارت خارجه آمریکا، سُفرا هم رأی اعتماد می‌گیرند. به این دلیل نظارتی که کنگره آمریکا روی دولت دارد بیشتر از نظارتی هست که مجلس ما... به این دلیل این تصوری که در داخل کشور هست که اگر ما با قوه مجریه آمریکا هماهنگ شویم در مذاکرات، قوه مقننه را هم آنها می‌روند و مدیریت می‌کنند این حالتی که در مجلس ما، مجلس ما قابل مدیریت است این حالت را شما در آمریکا ندارید به این معنی که یک دعوایی هم آنجا با کنگره هست که دعوای اصلی ما هم از اول با کنگره بوده یعنی این تاریخ روابط ایران و آمریکا را نگاه کنید ما مشکل اصلی‌مان، مخصوصاً در دوره آقا اوباما با تیم آقای اوباما نبوده، مشکل اصلی‌مان با کنگره بوده، و قوانین تحریم هم همه برای کنگره است، کنگره آمریکا این قدرت را دارد که متوقف کند دولت را در حوزه‌هایی که می‌خواهد، این قدرت را دارد.

در رابطه با مباحث سیاسی در آمریکا، شما سیستمی را دارید که به شدت وابسته به پول است به این معنی که این افرادی که انتخاب می‌شوند چه در قوه مجریه و چه در قوه مقننه، اینها برای انتخاب شدن نیاز به هزینه‌های سنگینی دارند. هزینه انتخابات سال 2012 آخرین انتخاباتی که ما داشتیم هزینه‌اش چقدر بود؟ حدود 7 هزار میلیون دلار، هفت تریلیون دلار. ممکن است برای دوستان ملموس نباشد که هفت هزار میلیون یا هفت میلیارد چقدر هست، رئیس جمهور آمریکا  حقوقش چقدر است؟ یعنی 2012 که انتخابات شد و اوباما دوباره رئیس جمهور شد حقوق سالانه وی چهارصد هزار دلار است، زیر نیم میلیون حقوق رئیس جمهور آمریکا، انتخابات 2012 هفت هزار میلیون دلار. اساتید علوم سیاسی در آمریکا پژوهش کردند دیدند که افرادی که در آمریکا انتخاب می‌شوند اگر بتوانند نسبت به رقبایشان بیشتر پول جمع بکنند، اینها شانس انتخاب‌شان خیلی بیشتر است، افرادی که در انتخابات شرکت می‌کنند، رفتند نگاه کردند چه کسانی انتخاب شدند، لیست افرادی که انتخاب شدند را درآوردند بعد دیدند که در 94درصد از مواردی که طرف انتخاب شده، نسبت به رقیبش، بیشتر پول جمع کرده بوده، این اهمیت پول را می‌خواهد نشان دهد در 94 درصد از مواردی که فرد انتخاب شده، فردی انتخاب شده که نسبت به رقیبش بیشتر پول جمع کرده است. یعنی اگر شما وارد انتخاباتی بشوید نسبت به رقیبت نتوانی به اندازه رقیبت پول جمع کنی، احتمال انتخاب شدن شما چقدر است؟ 6 درصد. احتمال انتخاب شدن شما 6 درصد است، اگر نسبت به رقیبت کمتر پول جمع کرده باشی. یعنی تقریباً اگر نمی‌توانی خوب پول جمع کنی یک شغل دیگری را برای خودت پیدا کن، چون این موارد سیاسی را که می‌خواهی وارد شوی اگر به اندازه رقیبت نتوانی پول جمع کنی احتمال اینکه شما در کارت موفق باشی 6 درصد است یعنی خیلی کم است.

پول در سیستم سیاسی آمریکا اهمیت پیدا می‌کند و بعد دولت هم هزینه نمی‌کند. یعنی ما داریم در بعضی از موارد که بخاطر آن فسادی که پول ایجاد می‌کند – آن طرف حکومتی هم می‌داند که این فساد ایجاد می‌کند- آن فردی که پول می‌دهد برای چه پول می‌دهد؟ دلش که نسوخته است! کسی که سرمایه‌دار یک درصدی است چون می‌دانند فساد ایجاد می‌کند سعی شده که بیایند یک مقدار این وضعیت را اصلاح کنند منتهی در عمل این اتفاق نیفتاده است. یعنی حالتی که شما دارید این هست که مثلاً اگر شما بخواهید الآن سیستم حکومتی پول دریافت کنید این پول اینقدر کم است که در نهایت کسی نمی‌تواند با آن سیستم پیروز شود. از آن جهت آن راهکارهایی که ایجاد شده منسوخ مانده کسی استفاده نمی‌کند چون اگر می‌خواهد پیروز شود باید برود از همان یک‌درصدی‌ها پول بگیرد،

چه نتیجه‌ای می‌خواهیم بگیریم؟ نتیجه‌ای که می‌خواهیم بگیریم این است که در سیستم سیاسی آمریکا شما وضعیتی را دارید با افرادی که وارد حکومت می‌شوند یا باید خودشان میلیونر باشند یا باید وابسته به میلیونرها باشند و در عمل افرادی که خارج از این که یا میلیونری یا وابسته به میلیونرها هستند، اینها نمی‌توانند در سیستم سیاسی رشد کنند! و بعد آن پولی که سرمایه‌دار به آن فرد می‌دهد انتظاراتی را از آن فرد دارد. چون ما داریم مجله اکونومیست که شاید شنیده باشید، در انگلستان چاپ می‌شود که مجله اقتصادی است پژوهشی را چند وقت پیش ارائه داده بود در این پژوهش نتیجه‌اش این بود که برای هریک دلاری یک فرد سرمایه‌دار به یک سیاستمدار کمک مالی می‌کند برای هریک دلار، دویست دلار سود می‌کند. مجله اکونومیست منتشر کرد. بعد نتیجه‌گیری کرده بود که بهترین سرمایه‌داری پول دادن به سیاستمدار است، چرا؟ چون در هیچ حوزة دیگری شما نمی‌توانید یک دلار بدهید دویست دلار برداشت کنید، در صورتی که پیروز بشوید، و بعد این فردی هم که دارد سرمایه‌گذاری می‌کند روی چه چیزهایی سرمایه‌گذاری می‌کند؟ افرادی که احتمال پیروزشدن‌شان بیشتر است. به این دلیل است که شما نگاه بکنید به آمار افرادی که در کنگره آمریکا هر بار رأی می‌آورند. این محدودیت وجود دارد که افرادی که خارجی هستند اینها حق دادن پول ندارند، این اتفاقی که در اکراین افتاد، میلیون‌ها خرج کردند. این خانمVictoria Roland  که معاون اروپایی وزارت خارجه آمریکا هست ایشان می‌گوید که ما در سال‌های گذشته در اکراین 5 میلیارد دلار خرج کردیم. این کار را آمریکایی‌ها اجازه نمی‌دهند که نسبت به خودشان اتفاق بیافتد، یعنی یک نفری از ایران، چین، از اکراین یا هر کشور دیگری نمی‌تواند برود به یک سیاستمداری در درون آمریکا پول بدهد، این کاری که خودشان در همه جای دنیا انجام می‌دهند اجازه حرکت معکوس را نمی‌دهند، راه نفوذ را از راه قانونی بستند، اجازه نمی‌دهند، اتفاقی که در سیستم می‌افتد این است که آن یک درصدی‌های جامعه، ثروتمندترین اقشار جامعه با استفاده از پولی که دارند این سیاستمدارها را کم و بیش مدیریت می‌کنند، کنترل می‌کنند، سیاستمدار می‌داند که اگر با این سیستم همراه نباشد با یک درصدی همراه نباشد، احتمال اینکه به اندازه کافی بتواند جمع‌آوری کند کم است و بعد احتمال پیروزی‌اش چقدر است؟ 6 درصد؛ از این جهت مجبور است که به یک درصدی‌های جامعه رجوع کند به خاطر این آمار و ارقامی که خدمتتان عرض کردیم. و باز این در آمریکا پژوهش شده است، اساتید علوم سیاسی این پولی که جمع می‌شود را می‌خواهند ببینند کجا خرج شده است؟ 60درصد از این پول تبلیغات تلویزیونی است. این کشور بزرگ است و جمعیت زیاد است نیاز به تبلیغات تلویزیونی وجود دارد برای اینکه شما به مخاطب برسید و به او برسید و این با استفاده از رسانه‌های جمعی هست که این اتفاق می‌تواند بیافتد.

حالا ممکن است شما این سؤال را بپرسید که چرا در آمریکا این کاری که ایران می‌کند، مثلاً برای ریاست جمهوری می‌آید و یک تعداد ساعتی را مشخص می‌کند، کاندید بدون اینکه هزینه‌ای داشته باشد می‌آید و حرف‌هایش را با مردم می‌زند. چرا این اتفاق در آمریکا نمی‌افتد؟ در نهایت اگر شما دقت بکنید متوجه می‌شوید که سیستم سیاسی در آمریکا اینگونه ایجاد شده که افراد وابسته به پول سرمایه‌دار باشند. یک نوغ غربال وجود دارد در آمریکا، همانطور که در همه جای دنیا وجود دارد. در ایران هم ما غربال داریم مثلاً شورای نگهبان داریم، و شورای نگهبان تأیید و رد صلاحیت می‌کند این را ما در ایران داریم. در آمریکا شما شورای نگهبان به آن معنا ندارید ولی غربال دارید، چطور غربال می‌کند؟ سیستم سرمایه‌سالاری حاکم است، سرمایه‌دار، سرمایه‌سالار در سیستم نفوذ دارد، افرادی که با این سیستم هماهنگ نیستند، در عمل از سرمایه‌دار نمی‌توانند پول بگیرند، و در عمل این‌ها نمی‌توانند در انتخابات شرکت کنند!

هیچ وقت فکر کردید چرا در آمریکا سیستم دو حزبی است فقط، حزب سومی که در عمل بتواند نماینده داشته باشد و حضور داشته باشد، چرا ما نداریم؟ شما نگاه کنید در مجلس نمایندگان 435 نفر، تعداد افرادی است که در مجلس نمایندگان هستند، سنا هم 100 نفرند، برای هر ایالتی دو نفر، مجموعاً 535 نفر، این 535 نفر یا دموکرات هستند یا جمهوری‌خواه. تک و توک وجود دارد که دموکرات نباشد مثلاً این آقای «جو لیورمن»  ایشان جزء معدود آدم‌هایی بود که حزبی نبود. چرا؟ چون ایشان سالیان سال در حزب دموکرات بود، در انتخابات درون‌حزبی‌شان به دلیل حمایت‌هایی که از جنگ عراق کرده بود رأی نیاورد، رقیب او در انتخابات درون‌حزبی رأی آورد و بعد ایشان به خاطر نفوذی که داشت، رفت به صورت شخصی اقدام کرد و رفت در انتخابات اصلی‌شان هم رأی آورد. این موارد استثنایی اینطوری هستند که اینها حزبی نیستند که البته ایشان سابقه حزبی‌شان زیاد است به یک دلیلی نتوانست که با پرچم دموکرات‌ها دوباره وارد شود.

فرقی که وجود دارد این است که شما در درون کشور این سیستم را دارید که جناح‌های متعددی هستند. درست است؟ در آمریکا شما دو حزب بیشتر ندارید، در عمل. چرا؟ یک دلیل آن این است که آن یک درصدی‌های جامعه اگر بخواهند پولی را هزینه کنند همین دو حزب برایشان کافی است، یعنی دغدغه‌ها و نیازهایی که دارند توسط این دوتا حزب به آن توجه شود چون نیاز ندارند که حزب سوم بروند، چون نیاز ندارند که به حزب سوم بروند چه اتفاقی می‌افتد؟ حزب سومی‌ها در عمل نمی‌توانند پول جمع کنند، در عمل نمی‌توانند حضور داشته باشند. این یک دلیل است.

دلیل دوم قوانین هست، قوانین موجود، چه کسانی این قوانین را نوشتند؟ همین جمهوری‌خواه‌ها و دموکرات‌ها. به گونه‌ای این دوتا حزب در کنگره قوانین را نوشتند که حضور حزب سوم را خیلی مشکل می‌کند. چرا؟ چون زمانی که شما کاندید هستید و می‌خواهید برای مجلس نمایندگان کاندید شوید، اگر شما عضو حزب جمهوریخواه باشید می‌گویند باشد بیا و در انتخابات درون حزبی شرکت کن، اگر رأی آوردی بعد برود مقابل فردی که در انتخابات درون‌حزبی دموکرات شرکت کرده، شما دو نفر با هم رقابت بکنید. اگر حزب سومی باشد چی؟ این را بهش نمی‌گویند بیا. پس قانون را ، می‌گویند شما برو امضاء جمع بکن، امضاء تعدادی بالا، در عمل یک هفت خوان رستمی ایجاد می‌کنند که رد شدن از این هفت‌خوان خیلی سخت است یعنی تعداد امضاءها بالاست و هرکسی هم نمی‌تواند امضاء کند.

من خاطرم هست زمانی که موسم انتخابات می‌شد در این فروشگاه‌های زنجیره‌ای که آمریکا هم دارد، میان فروشگاه میز می‌گذاشتند حزب سومی‌ها، درخواست چه داشتند؟ امضاء! می‌گفتند شما بیایید امضاء کنید که کاندیدای ما بتواند اسمش توی لیست کاندیدها باشد نه اینکه رأی بیاورد! یا رأی بدهید، یعنی فقط اجازه بدهید که اسمش درون لیست کاندیداها باشد بیایید امضاء کنید. که هرکسی هم نمی‌تواند امضاء کند. فردی می‌تواند امضاء کند که ساکن آن منطقه باشد و تابعیت داشته باشد و ساکن آن منطقه باشد، باز این هم یک تفاوت، شما در ایران مثلاً انتخابات ریاست جمهوری که می‌شود شما اگر سفر مشهد دارید آنجا شناسنامه داشته باشید می‌توانید بروید رأی بدهید، در آمریکا اینطور نیست در آمریکا افراد باید در محلی که زندگی می‌کنند ثبت‌نام کنند و در آنجا فقط می‌توانند رأی بدهند یعنی حدود یک ماه، - معمولاً این طور است- معمولاً یک ماه، یک‌ماه و نیم قبل از انتخابات افرادی که می‌خواهند در انتخابات شرکت کنند باید بروند در آن اداره محلی محله خودشان، اسم و مدارک‌شان را بدهند، نشان بدهند که در آن منطقه زندگی می‌کند، و بعد یک کارت رأی می‌دهند. کارتی را بگیرند که بعد روز انتخابات بیایند رأی‌گیری با استفاده از آن کارت رأی‌شان رأی بدهند. و بعد زمانی که افراد دارند امضاء می‌کنند که فلان فرد را اجازه حضور در انتخابات به او بدهید، این فرد باید در لیست رأی‌دهندگان آن منطقه وجود داشته باشد اگر نداشته باشد امضایش به درد نمی‌خورد. اینطور نیست که شما حالا فامیل‌هایتان را بدهید امضاء کنند، همین‌طوری فقط امضاء جمع کنید! امضایی هست که چک می‌شود و در نهایت باید برای آن منطقه باشد. به این دلیل شما حالتی دارید که نه تنها مسئله پول است که مانع ایجاد می‌کند برای حضور حزب سوم، مشکل قانونی هم هست که این افراد برای اینکه اسم‌شان در لیست كانديداها باشد، بعد شما حالا فرض كنيد می‌خواهید مثلاً برای سناي فلان ایالت اقدام کنید چندتا شرط دارد؟ مثلاً 5تا شرط دارد. هر شهري شما چندتا ميز بايد بگذاريد، يك ارتشی را مي‌خواهد، يك مجموعه آدم‌هايي را مي‌خواهيد كه اينها... بعد اينها هزينه دارد، اينها مسئله پول در آن هست. شما بايد جلوي فروشگاه‌ها ميز بگذاريد، آدم آنجا بنشانيد امضاء جمع كند، اينها هم باز هزينه مي‌خواهد، يعني كار را مشكل مي‌كند. حالا جالب است در اين انتخاب سال 2012 ما يك مورد داشتيم اين نماينده حزب سبز يك خانم دكتري هست خانم جیل استاین پزشك است، ايشان موفق شد در 48 ايالت اسمش را در ليست كانديداها بگذارد، با همه اين هفت خوان رستمي كه بود اينها يك شبكه‌اي داشتند و افرادي كه علاقمند به حزب سبز بودند رفتند خيلي‌هايشان مجاني اين طرف و آن طرف ميز گذاشتند و امضاء جمع كردند، اين پروسه بسيار مشكل را طي كردند، امضاها چك شد، معلوم شد به اندازه كافي اين امضاء دارد، در 48تا از 50تا ايالت ايشان موفق شد اسمش را در ليست كانديداها بگذارد. بعد چه اتفاقي براي اين خانم جیل استاین، حالا شما موفق شدي اسمت را بگذاري، در نهايت بايد به افكار عمومي دسترسي داشته باشي، بتواني ايده‌هاي خودت را ارائه بدهي، اينها پول هم نداشتند. آن‌ها هم كه اسم اين‌ها را گذاشتند، اين‌ها شبيه صلواتي – آنجا صلواتي نداريم- فرد رفت وقتش را گذاشت و موفق شد اسمش را در ليست بگذارد، چون پول نداشتند عرض كرديم اين هفت هزار ميليون دلار، 60 درصدش از فيلم‌هاي تبليغات تلويزيون است. اين‌ها پول كه نداشتند، گفتند ما برويم در اين مناظره‌ها شركت كنيم كه در نهايت، مناظره بيننده دارد و بيننده پول نمي‌خواهد مناظره است كه به آن مخاطبي كه مي‌خواهيم برسيم. چه اتفاقي افتاد در مورد خانمِ جیل استاین؟ نماينده حزب سبز با اين همه زحمت مكاتبه مي‌كند، روز مناظره مشخص است،‌‌ كه ما هم مي‌خواهيم بياييم، ما موفق شديم در 48تا ايالت اسم خودمان را در ليست بگذاريم، اجازه بدهيد ما هم بياييم و ايده‌هايمان را براي مخاطب مطرح كنيم. به او اجازه نمي‌دهند. روز مناظره ايشان مي‌رود آنجا كه يك دانشگاهي بود، آنجا مناظره برگزار مي‌شود، ايشان پا مي‌شود مي‌رود آنجا، چكار مي‌كنند؟ متأسفانه صدا و سيما اين‌ها را درست پوشش نمي‌دهد شايد اين نكته‌اي است كه شما بايد شنيده باشيد يا شاید نشنيده باشيد! چه اتفاقي مي‌افتد براي ايشان؟ ايشان را دستگير مي‌كنند و به زندان مي‌اندازند! البته روز بعد او را آزاد مي‌كنند،‌‌ از زندان كه بيرون مي‌آيد مي‌گويد كه من هشت ساعت به صندلي كه نشسته بودم روي آن زنجير كردند! اين خانم پزشكي كه در 48تا ايالت اسمش توي ليست كانديداها آمده، كار خلافي هم نمي‌كند، مي‌گويد شما اجازه بدهيد ما هم بياييم جزء كانديداها ايده‌هايمان را بگوييم. حالا شما فرض كنيد ايران اين كار را بكند! بعد ببينيد چه اتفاقي در دنيا در رابطه با ما خواهد افتاد؟ چقدر هجمة رسانه‌اي خواهد شد كه آنجا كانديداي رياست جمهوري را گرفتند دستگير كردند زندان كردند، اين كشور را بيچاره مي‌كنند! اين اتفاق در آمريكا افتاد ولي شما خبر نداريد، خيلي‌هاي ديگر هم خبر ندارند؛ چرا؟‌ چون رسانه‌هايشان خيلي پوشش ندادند بعضي از رسانه‌ها پوشش دادند! سيستم سياسي،‌‌ سيستمي است كه در نهايت مردم مي‌روند شركت مي‌كنند تعداد هم بالا نيست، براي انتخابات رياست جمهوري 50درصد شركت مي‌كنند. اگر دوستان بعداً خواستند پژوهش كنند يك دانشگاهي در آمريكا هست به نام جرج میسون در همين گوگل بزنيد دانشگاه جرج میسون يك تحقيقي دارد كه آمار رأي‌گيري را در آمريكا اگر نگاه كنيد براي انتخابات رياست جمهوري حدود 50درصد معمولاً شركت مي‌كنند براي انتخابات مجلس نمايندگان حدود 35 درصد شركت مي‌كنند، انتخابات مجلس نمايندگان فدرال، براي انتخابات محلي و... بعضي اوقات 10 درصد، 15 درصد، در صفحه انتخابات برويد انتخابات درون حزبي بعضي وقت‌ها يك درصد شركت مي‌كنند، كه حالا آن داستان دارد كه چطور مي‌شود؟ حالا اين حزب سومي‌ها كه اينها را همه را در عمل بيرون مي‌كنند و اجازه حضور نمي‌دهند، ولي همان دو نفري كه مي‌خواهند يكي‌شان حزب دموكرات بشود و يكي‌شان نماينده حزب جمهوري‌خواه بشود چه اتفاقي براي اين دو نفر مي‌افتد؟‌ چه كساني مي‌توانند بيايند؟ چه پروسه‌اي را اين سيستم انتخابات درون‌حزبي طي مي‌كند، چه كساني در نهايت مردم امكان رأي دادن به اين‌ها را پيدا مي‌كنند، يك سيستم خيلي پيچيده‌اي هست كه در نهايت تعداد معدودي در درون هر دو حزب هستند كه مشخص مي‌كنند كه چه كسي مي‌تواند حزب شود براي رياست جمهوري. اين در نهايت چه كسي رئيس جمهور در آمريكا را انتخاب مي‌كند؟ شايد يك مجموعه آدم‌هايي كه تعدادشان از 40- 50 نفر بيشتر نيست! جمعيت آمريكا 319 ميليون نفر آدم است آدمي كه در نهايت انتخاب مي‌شود انتخاب شايد 20- 30 نفر آدم بيشتر نيست! كه چرا اين نكته را عرض كرديم كه اين داستان دارد،‌ بايد توضيح بدهيم كه آن دوتا حزب هم در نهايت چه اتفاقي برايشان مي‌افتد و آن پروسه‌اي كه منجر مي‌شود‌ كه آقاي اوباما رئيس جمهور مي‌شود، آقاي بوش مي‌شود رئيس جمهور، آن پروسه چه مراحلي را طي مي‌كند كه در نهايت اين اتفاق مي‌افتد؟

ما يكسري اقليت‌هايي داريم مثل مسلمان‌ها، اين حالتي را كه شما در ايران داريد قانون اساسي آمده گفته مثلاً دو نفر اقليت مسيحي، ارمني، آشوري و يك نفر يهودي و يك نفر زرتشتي، چرا ايران اين كار را كرده؟ چون اگر اين كار را نمي‌كرد هيچ جايي در كشور اكثريت مسيحي وجود ندارد، اكثريت يهودي وجود ندارد كه آنجا اين‌ها بتوانند رأي بياورند، اگر ايران اين كار را نمي‌كرد هيچ كدام از اين اقليت‌ها در درون مجلس نماينده پيدا نمي‌كردند. اين كار را دولت آمريكا نمي‌كند. چه اتفاقي مي‌افتد؟‌ در عمل اگر يك كانديدايي وجود داشته باشد اين متعلق به يك اقليت باشد و خودش بتواند رأي اكثريت را جذب كند اگر اين شد خودش مي‌تواند وارد شود اگر نشد نمي‌تواند وارد شود يعني هيچ كمك قانوني آن كانديد اقليت، دريافت نمي‌كند.

در آمريكا ما به صورت سنتي هيچ وقت نماينده مسلمان در كنگره نداشته‌ايم. اخيراً يك آقايي هست كه از ايالت Minnesota اسم او کیت السون است كه شما از اسم او متوجه نمي‌شويد كه مسلمان است، جواني‌هايش ايشان مسلمان مي‌شود الآن مثلاً حدود 45- 50 سالش هست، نه اسم او مسلماني است و نه در تبليغاتش خيلي صحبت از مسلمان بودنش مي‌كند، يك سياستمدار محليِ ايالت Minnesota هست كه اول به مجلس نمايندگان مي‌رود بعد الآن ايشان موفق مي‌شود در كنگره هم الآن حضور دارد منتهي نه به عنوان نماينده اقليت مسلمان‌ها،‌‌ به عنوان فردي كه كم و بيش خيلي اسلام خودش را ظاهر نمي‌كند ولي مسلمان هست چون جواني‌هايش مسلمان شده و بعد وارد سياست شده است. در آمريكا شما يكسري اقليت‌هاي نژادي هم داريد كه بعد اين حالت هست كه در بعضي از شهرها اكثريت سياه‌پوست است مثلاً در فلان منطقه رأي‌گيري، اكثريت سياه‌پوست وجود دارد. اين اكثريت سياه‌پوست، نماينده سياه‌پوست انتخاب مي‌كند. آنجا مثلاً شما داريد يك درصدي داريد در مجلس نمايندگان و سنا اينها سياه‌پوست هستند البته در سنا خيلي كمتر، مثلاً در سنا آقاي اوباما سناتور بود قبلاً؛ اين موفق شد تا آنجا كه من خاطرم هست الآن نماينده سياه‌پوست در سنا نداريم، با اينكه 14درصد جمعيت سياه‌پوست هستند ولي 14 درصد نمايندگان سنا اينها سياه‌پوست نيستند يك درصد هم نيست اين حالت پيش مي‌آيد. يعني كمك دولتي وجود ندارد كه اقليت‌ها بتوانند حضور داشته باشند يعني خودشان توانستند، توانستند اگر نتوانند كه نتوانستند.

ببينيد ما درباره كنگره و انتخابات كنگره صحبت كرديم؛ يك بحثي هست در مورد «جِری مندرینگ» يك نماينده‌اي مثلاً سابقاً بوده كه نقد داشته نسبت به كمك آمريكا به اسرائيل، اين نماينده را كه مي‌خواهند بيرون بكنند – كه ما مواردي را داشتيم كه موفق شدند اين نماينده‌ها را بيرون كردند- چه روش‌هايي وجود دارد براي اخراج نماينده؟ منظورمان "روش‌هاي نرم" است كه بعد اين بحث را كه شروع كنيم يك بحثي است راجع به «جِری مندرینگ» كه آن بحث «جِری مندرینگ»  خيلي كمك مي‌كند به اينكه ما بفهميم سيستم سياسي آمريكا چگونه كار مي‌كند؛ يعني افرادي كه انتخاب مي‌شوند در حوزه رياست جمهوري عرض كرديم كه هزارجور فردي كه مي‌خواهد بيايد رئيس جمهور بشود چه اتفاقاتي براي او مي‌افتد كه در نهايت آدم‌هاي محدودي اين را انتخاب مي‌كنند در رابطه با مجلس نمايندگان و سنا هم سيستم اين است كه فرد از كدام منطقه انتخاب مي‌شود را اينها مديريت مي‌كنند! يعني اگر بخواهند فردي را اخراج بكنند مي‌آيند آن منطقه‌اي را كه از آن به صورت سنتي انتخاب مي‌شده اين را از هم متلاشی می‌کنند،‌ خب اين يك نقشه‌اي هست كه براي ايالت کارولینای شمالی است اين كه قرمز هست اين چيست؟ رودخانه مي‌سي.سی.پي است؟! اين آمده اين ايالت را بر اساس مناطق رأي‌گيري كنگره دیستریکت يعني شما ديديد كه استان را بخش بخش مي‌كنند، اين آمده ايالت را تقسيم‌بندهاي دیستریکت تقسيم‌بندي دیستریکت مربع نيست، يك حالت موزوني دارد،‌ تكه‌تكه حالت موزون دارد، اين خط قرمز هم دیستریکت است اما اينها همه حالت موزون دارند و اين شبيه رودخانه شده؟ چه اتفاقي افتاده؟ اين نماينده‌اي بود كه مي‌خواستند بيرونش كنند آمدند دیستریکت را گفتند شما بايد از اينجا رأي بياوري، حالا طرف آنجا يك دیستریکت معمولي داشته و آنجا محبوب بوده و آنجا مرتب رأي مي‌آورده، حالا اين را مي‌خواهند بيرون كنند روش‌هاي متعددي دارد هيچ كدام كار نكرده، روش آخر اين هست كه به شما مي‌گويند برو از اين محيطي كه دويست مايل آن‌طرف‌تر است از آنجا هم برو رأي جمع كن، خب اين هم نمي‌تواند بياورد، آمدند دیستریکتش را اينطوري كردند و بيچاره‌اش كردند. اتفاقي كه در عمل دارد مي‌افتد اين است كه دوتا حزب با هم زد و بند دارند، به اين معني كه شما دیستریکت‌هايي كه جمهوري‌خواه‌ها هستند اين‌ها معمولاً به جمهوري‌خواه رأي مي‌دهند روي فردي كه آنجا هست مي‌دانند رأي مي‌آورد،‌‌ فردي كه دموكرات است مي‌داند رأي مي‌آورد بعد نتيجه‌اش چه مي‌شود مي‌شود اين درصد افرادي كه برمي‌گردند. شما خاطرتان باشد مجلس قبلي كه ما داشتيم حدود 50درصد نتوانستند رأي بياورند، حدود 45، 50 درصد بيرون شدند،‌ ببينيد اين براي مجلس نمايندگان است. ببينيد از سال 1958 تا 2008 را اينجا دارد ببينيد از 90درصد، حالا مثلاً اين پايين از 85 درصد ما داريم تا مثلاً 99 درصد كه شما در سال‌هاي گذشته مي‌بينيد 99 درصد افراد برگشتند، حداقل 85 درصد افراد برگشتند، اين چه مي‌شود كه رأي‌گيري كه مي‌شود آدم‌ها سر جاي خودشان مي‌مانند، اين‌ها را بيرون نمي‌ريزند، آدم‌هايي كه هماهنگ هستند بيرون نمي‌ريزند، اكثراً هم هماهنگ هستند و سر جاي خودشان مي‌مانند. چه اتفاقي مي‌افتد؟ اين‌ها همه داستان است.

  • تاریخ درج خبر: پنج شنبه ٣٠ بهمن ١٣٩٣
  • شماره خبر: ٤٢٠٦٩٩
  • تعداد بازدید: 8089
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پربازديد ترين
  • نقش هدایت تحصیلی وشغلی با توجه به ویژگی های فردی (استعداد ها ،علائق،جنسیت) ( 22133 )
  • بزرگداشت هفته دفاع مقدس ( 19119 )
  • گران قیمت ترین گوشی موبایل در جهان / تصاویر ( 14483 )
  • اولین همایش فرهنگ و شعر عاشورایی (هم نوا با نی نوا) ( 13223 )
  • برگزاری اولین کارگاه نشریات دانشجویی دانشگاه هرمزگان ( 13136 )
  • سرپرست جدید دانشگاه هرمزگان منصوب شد. ( 12893 )
  • تریبون آزاد/گفتگوی آزاددانشجویی ( 12085 )
  • گرافیک: نصب هرگونه وعده دروغ، پیگرد الهی دارد ( 11931 )
  • اولین همایش فرهنگ و شعر عاشورایی "هم نوا با نی نوا" برگزار گردید. ( 11909 )
  • پرواز به مقصد آسمان ( 11897 )
  • کدام دانشگاه ها در سال 92 ترم تابستانی برگزار می کنند؟ ( 11514 )
  • تصویر منحصربفرد و زیبا از داخل حرم امام حسین/عکس ( 11496 )
  • دستاوردهای کلان انقلاب اسلامی-سطح منطقه ای ( 11346 )
  • سبک زندگی دانشجویی١ ( 11231 )
  • گزارش نهایی سانحه جاده قم منتشر شد/ معرفی مقصران حادثه مرگبار ( 11175 )
  • نقش مرد در حجاب زن و زیبایی زن در شخصیت مرد ( 10589 )
  • اجرای تنها نامه بدون "بسم الله..." امام خمینی(ره) ( 10472 )
  • عکس/ سوژه های خنده دار ایرانی ( 10427 )
  • مفهوم وتبارشناسی تاریخی جنبش دانشجویی ( 10379 )
  • مهارتهای زندگی ( 10286 )
  • آخرين مطالب
  • برگزاری مراسم شب قدر بیست و یکم
  • برگزاری مراسم شب قدر
  • سفره ی افطار دانشجویی
  • برگزاری کرسی آزاد اندیشی
  • برگزاری جشن بزرگ مبعث
  • برگزاری مراسم اعتکاف
  • ثبت نام اعتکاف دانشگاهیان
  • مراسم شهادت حضرت فاطمه(س)
  • برگزاری مراسم شبی با شهدا
  • برگزاری مراسم شبی با شهدا
  • مصاحبه ی حجت الاسلام والمسلمین عبادی زاده
  • برگزاری مراسم هم اندیشی وحدت حوزه و دانشگاه
  • رهبر انقلاب در دیدار مسئولان
  • همایش استانی هفته ی وحدت اسلامی
  • جشن هفته ی وحدت
  • ثبت نام عتبات دانشگاهیان
  • برگزاری نشست مهدویت
  • کانال تلگرامی نهاد دانشگاه راه اندازی شد
  • همایش مسلمانان و حقوق بشر
  • همایش دانشجو و توسعه ی سیاسی و اجتماعی برگزار گردید
  • تریبون آزاد با موضوع دانشجوی انقلابی، آری یا خیر برگزار گردید
  • گزارش تصویری غبارروبی مزار شهدای گمنام
  • جلسه هم اندیشی "جنبش دانشجویی از گذشته تا به حال" + تصاویر
  • نمایشگاه تصویری و محتوایی روایت مصباح
  • همایش رسالت دانشجوی انقلابی برگزار گردید
  • جاماندگان پیاده روی اربعین
  • بدرقه ی کاروان پیاده روی اربعین دانشجویان استان هرمزگان
  • طرح های اربعین
  • آغاز به کار سیزدهمین اجلاس مهندسی ساخت و تولید ایران در دانشگاه هرمزگان
  • نتیجه اعتماد به مستکبرین
  • طرح استیضاح وزیر علوم با 29 امضا
  • انتشار کدرشته های جدید در تکمیل ظرفیت دکتری
  • نهی از تفاخر در جهیزیه
  • سیزدهمین کنفرانس ساخت و تولید ایران
  • برگزاری شب شهادت حضرت رقیه
  • بالای صفحه